تبلیغات
رمان ها و داستان های نویسنده Ami74 - رمان راز شاهزاده شهر جادو (جلد دوم) | AMI74 کاربر انجمن نگاه دانلود

رمان راز شاهزاده شهر جادو (جلد دوم) | AMI74 کاربر انجمن نگاه دانلود

IMG_20160909_013944.jpg 


توجه :کپی کردن از این رمان(هر دو جلد) بدون اجازه قبلی جرم محسوب میشه و پیگرد قانونی داره.

نام رمان : راز شاهزاده شهر جادو (جلد دوم )
*سرنوشت شاهدخت ناشناخته*


نویسنده : AMI74

ژانر:عاشقانه،فانتزی،هیجانی"معمایی

دوستان توی این جلد تمام سوالات و مسائل گنگ جلد اول حل میشه البته به مرور و همینطور هیجانات جدیدی رو میخونید و همراه با شخصیت اصلی داستان تجربه میکنید.

امیدوارم همچنان منو همراهی کنید و با تشکر هاتون زیر هر پست و همچنین نظرات قشنگتون داخل پروفایلمو یا صفحه نقد رمان بهم انرژی بدید:aiwan_light_girl_pinkglassesf:

خلاصه جلد اول:نگین دختر کم سن و سال و معمولیه که با پدربزرگش زندگی میکنه، تا که یک روز با ناپدید شدن پدر بزرگش و ورود یک پسربچه زیبا و عجیب به خونه اش پی به موجودیت اصلی خودش و اون مرد بالغ به ظاهر کوچک میبره و کم کم پاش به دنیای غیر عادیی باز میشه که تا اون لحظه حتی توی داستان ها هم چیزی ازش نشنیده بوده...
و این گونه کلید داخل قفل در مرموز چرخید و جنگ و نفرین از سر گرفته شد،جنگیدن پلیدی و پاکی تا به کی ادامه دارد؟
نکته مهم:این دو جلد کاملا به هم مرتبط هستن و دوستانی که میخوان جلد دوم رو بخونن برای متوجه شدن اتفاقات و سیر اصلی داستان باید حتما قبلش، جلد اول رو مطالعه کنن.
صفحه ی دانلود جلد اول:

جلد دوم:در جلد اول تا اونجایی خوندید که نگین پا به دنیای جدیدی میذاره و بعد روبه رو شدن با یک مرد چشم قرمزو مرموز توسط یه سری مرد زره پوش به اشتباه دستگیر میشه.قابل ذکر است که در این جلد داستان از پایان جلد اول آغاز میشه و بدون کوچکترین فاصله ای ادامه پیدا میکند.
خلاصه جلد دوم:اینجا دنیایی دیگر است.دنیایی مخوف، راز آلود و ناشناخته.سرنوشتی شوم و مسئولیتی بزرگ بر شانه های ظریف دخترک سنگینی میکند.
حال،زمان این رسیده که دخترک کوچک قصه بزرگ شود،قدرت بگیرد و درست فکر کند و ترس را کنار بگذارد. 
باید دید پرنسس ترسوی ما با قلبی مالامال و پرشده از عشقی سوزناک میتواند در این جنگ بزرگ و نابرابر همراه با مریدان خود،پیروز شود؟
و آیا توان شنیدن حقیقت را دارد و میتواند بین
بد و بدتر یکی را انتخاب کند و با مشکلات جدیدش روبه رو شود و روی پاهای خودش بایستد یا بازهم به دنبال یک تکیه گاه میگردد...؟؟!

مقدمه:
احساسیست بس ترسناک
آنگاه 
که زبانت مرده 
و محتاج کلامی
آنگاه
که چشمانت خشکیده 
و محتاج اشکی
آنگاه
که دلت مرده 
و محتاج محبت
آنگاه
که نیازت به کسان باشد
و هیچ کس نباشد....

برای خوندن جلد دوم راز شاهزاده شهر جادو به این آدرس مراجعه کنید:




موضوع: رمان راز شاهزاده شهر جادو/نویسنده Ami74،
ادامه مطلب
[ دوشنبه 4 مرداد 1395 ] [ 11:48 ق.ظ ] [ ami hal ]