تبلیغات
رمان ها و داستان های نویسنده Ami74 - پست بیست و چهارم رمان راز شاهزاده شهر جادو/نویسنده Ami74

پست بیست و چهارم رمان راز شاهزاده شهر جادو/نویسنده Ami74

پرنسس..پرنسس نگینه...!!چشماتونو باز کنید...

چشمامو باز کردمو دوروبرمو نگاهی انداختم.اینجا که اتاق خودمه!

نفس آسوده ای کشیدم.بازم کابوس دیدم"پس این کابوسا کی تموم میشن؟!خیلی وقته که میترسم بخوابم اما ناچارم...

همون طور که به اطراف اتاق نگاه میکردم چشمم به قوقنوس خورد که دقیقا کنار تختم ایستاده بود.

قوقنوس:بلاخره بیدار شدید بانو؟خیلی نگرانتون شده بودیم!

از ترسم سریع نشستمو کمی به عقب رفتم و ازش فاصله گرفتم دیگه نمیتونستم بیشتر از اون عقب برم چون از تخت پرت میشدم پایین.

چشمام پر از اشک شدنو با نا امیدی به فردی که رو به روم بود زل زدم.

پس یعنی این یکی کابوس نبود؟!چه خوش خیال بودم من..

قوقنوس لبخندی زد و گفت:نترسید بانو منم(چه خوشه این همون از تو میترسم دیگه)داشتید کابوس میدیدید؟چرا همش توی خواب جیغ میکشیدید؟؟

خودمو کمی جمع و جور کردمو جواب دادم:آره" بیشتر اوقاتی که خوابم کابوس میبینم.

با قیافه ی مشکوکی پرسید: کابوس هاتون از کی شروع شدن بانو!؟





موضوع: رمان راز شاهزاده شهر جادو/نویسنده Ami74،
ادامه مطلب
[ سه شنبه 14 اردیبهشت 1395 ] [ 12:10 ب.ظ ] [ ami hal ]